این تصویر خود یک دنیا حرف را با خود دارد تا بعد یا حق
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:5  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد یا حق
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:26  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
با سلام
به نقل از محمدبن ابوبکر روزی آیشه زن پیامبر(ص) و دختر ابوبکر لعنت الله واله به برادرش محمد ابوبکر که از یاران باوفای امام علی (ع) در جنگ جمل بودند میگوید:که من از پدر و پدر از پیامبر شنیده که نگاه کردن به علی خود یک عبادت کامل است . حال زنی که خود این را می داند عده ای را برای جنگ با مولا متقیان گسیل میدهد .و بعد از اتمام جنگ امام علی (ع) آیشه را به همراه برادرش و عده ای سوار رحسپار می کند . زمانی که به مقصد می رسند آیشه به مردم می گوید :که علی او را به همراه عده ای مرد نامرحم روانه ساخته و محمد بن ابوبکر که امام او را از این ماجرا قبلا" آگاه ساخته بود دستور داد که نقاب را بردارند و زمانی که نقابها را برداشتند همگان دیدند که علی (ع) آیشه را به همرا زنانی در لباس مرد وهمراه برادرش محمدبن ابوبکر فرستاده . واین نشان از علم بالا امام علی (ع) را دارد . شما خود ای دوستان قضاوت کنید کسی که میداند نگاه کردن به علی (ع) عبادت است چگونه به جنگ علی (َع) رهسپار شده و نیز بعد از اینکه شکست خورده و با عزت ایشان را به دیار خود روانه ساخته چگونه برخورد می کند و این چیزی جز مظلومیت امیرمومنان علی(ع) را نشان نمی دهد . تا بعد یا حق
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 19:26  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
با سلام دوستان
روزی امام علی(ع) در بازار قدم می زدند که چشم مبارکشان به زین اسبی افتاد که در دست یک مرد یهودی بود افتاد و این همان زین اسبی بود که در جنگ صفین گم کرده بوداند وآنگاه امام نزد آن مرد رفت و فرمود:این زین اسب که در دست توست از آن من است من این زین اسب را در جنگ صفین گم کرده ام آن مرد یهودی گفت :که من این زین اسب را خریده ام . زمانی امام دیدن ین مرد حقیقت را کتمان می کند فرمودند:ما هر دو نزد قاضی خواهیم رفت تا او به عدالت بین ما قظاوت کند . زمانی که امام و آن مرد یهودی وارد شدند قاضی با دیدن امیرمومنان از جای برخواست و سلام کرد و بعد از اینکه امام ماجرا را برای ثاضی بازگو شدنند قاضی رای را به نفع امام صادر کرد .امام علی (ع) ار صادر این حکم بی آنکه به صحبت های مرد یهودی گوش دهد ناراحت شد و فرمود :وای بر تو چرا در نزد تو مرد یکسان نیستند تو که بر مسند قضاوت نشسته ای باید همه انسانها با هر مقامی نزد تو برابر باشد واین که چون من خلیفه مسلمین هستم و این یک فرد یهودی نباید در نزد تو تفاوتی داسته باشد وگرنه نمی توانی عدالت را برقرار سازی وهمیشه به خاطر داشته باش که هرگز حق کسی را ضایع نکنی . بعد از سخنان امیرمومنان قاضی رو به سوی مولا کرد و گفت :آیا شما شاهدی دارید که زین اسب شما ذر صفین گم شده . امام علی(ع) فرمودند :خیر پس قاضی رو به سوی امام کردند و گفتند از نظر قانون شما حقی مبنی بر اینکه این زینه اسب شماست را ندارید . و وقتی که مرد یهودی دید که در این دین خلیفه و یک فرد عادی یکسان هست گفت:که من این زین را در صحرای صفین پیدا کرده ام و حال با از دست دادن زین وباز پس دادن آن به صاحبش چیزی را یافتم که دیگر از دست نخواهم داد و اگر مرا قابیل بدانید من نیز می خواهم مسلمان شوم . آری دوستان من اسلامی که مولای متقیان علی (ع) آورد از راه قلب و به اختیار بود و نه از راه شمشیر و اجبار امیدوارم که خداوند ما را نیز به راه راست هدایت کند . تا بعد یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 18:18  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 18:39  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 18:30  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
با سلام
امروز می خوام چیزی رو براتن بنویسم که در فهم انسان اصلا" جای نمی گیره و آن جریان خواستگاری امام علی (ع) از حضرت فاطمه (س) به نقل از آیت الله کافی (ره) است. روزی که مولا علی (ع) به خواستگاری حضرت زهرا (س) میرن :پیامبر اکرام (ص) رو به سوی یگانه دختر خود می کند و می فرماید :دخترام علی از اولین مردی هست که به اسلام روی آورد و نیز بسیار پاک علی جز چند نخل درخت خرما و خانه چیزی ندارد آیا راضی به ازدواج با علی می شوی یا نه و آن حضرت فرمودند من بیشتر از این از علی انظار دارم در همین زمان از طرف خداوند به پیامبر وحی نازل می شود که به فاطمه (س) بگوید که خداوند پنج دریا در زمین را به اسم ایشان کرد . وقتی پیامبر برای بانو وحی را گفتند ایشان باز گفتند من از علی بیشتر انتظار دارم .باز وحی نازل شد که پنج نهر جنت به نام بانو شد و باز زمانی که پیامبر برای خانم فاطمه زهرا (س) باز گو شدند ایشان فرمودند که کم است و باز وحی نارل شد که پیامبر به فاطمه(س) بگو که آب کوثر به نام ایشان شد و باز وقتی پیامبر اکرام (ص) جریان را باز گو شودند .خانم فرمود که من از علی (ع) انتظاری به غیر اینها دارم وآن اینست که :(( علی(ع) از شعیان ما در قیامت نزد پروردگار شفیع آنها شود ))
آری دوستان این جریان خواستگاری مولا از خانم فاطمه زهرا (س) است طرف عروس پیامبر اکرام(ص) و طرف داماد یزدان پاک ومنزه است تا بعد یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:55  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
عشق بی علی یعنی بیهودگی به منکران علی بگوید که علی عشق محمد است . خوده پیامبر فرموداند که علی به اسرار زمان آگاه است پیامبر فرمود :انا مدینه العلم و علی بابها* یعنی من شهر علم هستم ولی دروازه آن شهر تا بعد یا حق
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 17:27  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد یا حق
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 17:18  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
جانم فدای علی تا بعد یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 19:50  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
|
|