+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 17:38  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
امام علي عليه السلام در خطبه 229 به ابعاد گسترده و گوناگون حکومت خود ميپردازد و نقش اقشار گوناگون مردم را در انتخاب و بيعت به گونه شگفتآوري بيان ميدارد که: مردم، امام را ميخواستند و بدون اجبار و اکراهي به او راي دادند، و همه در انتخابات رهبري شرکت داشتند که اين ويژگي مهم را ديگر حکومتها نداشتند.
"و بَسطتم يَدي فَکففتُهَا، وَ مَددتُموهَا فَقَبضتُهَا، ثمَّ تَداککتم عليَّ تَداکَّ الابل الهيم عَلي حياضِها يَومَ وِردهَا، حتّي انقطعتِ النَّعلُ، وَ سَقَطَ الرَّداءُ، و وطيَ الضَّعيفُ، وَ بَلغَ من سرور النّاس بِبَيعَتِهم ايّايَ أَنِ ابتَهَجَ بهَا الصَّغيرُ، وَ هَدَجَ اليها الکبيرُ، وَ تَحَامَلَ نَحوَهَا العَليلُ، وَ حَسَرت اليها الکِعَابُ." دست مرا براي بيعت ميگشوديد و من ميبستم، شما آن را به سوي خود ميکشيديد و من آن را ميگرفتم، سپس چونان شتران تشنه که به طرف آبشخور هجوم ميآورند بر من هجوم آورديد، تا آن که بند کفشم پاره شد، و عبا از دوشم افتاد، و افراد ناتوان پايمال گرديدند، آنچنان مردم در بيعت با من خشنود بودند که خردسالان، شادمان و پيران براي بيعت کردن لرزان به راه افتادند. بيماران بر دوش خويشان سوار، و دختران جوان بي نقاب به صحنه آمدند
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 9:34  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعدیا حق
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 1:37  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد با حق
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 1:13  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49 منبع:آموزش نیوز
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:35  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:28  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
سرآغاز دین خدا شناسی است:وکمال شناخت خدا باور داشتن او:و کمال باور داشتن خدا:شهادت به
یگانگی اوست.وکال توحید((شهادت بر یگانگی خدا))اخلاص:و کمال اخلاص خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است. زیرا هر صفتی نشان می دهد که غیر از موصوف:و هر موصوف گواه می دهد که غیر از صفت است: پس کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند اورا به چیزی نزدیک کرده و با نزدیک کردن خدا به چیزی دو خدا مطرح شده است:و با طرح شدن دو خدا :اجزای برای او(خدا) تصور نموده:و با تصور اجزای برای خدا او را نشناخته است . و هر کس که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند و هر کس به سوی خدا اشاره کند:او را محدود کرده:به شمارش آورد. وآن کس که بگوید((خدا در چیست؟))او را در چیز دیگری پنداشته است:و کسی که بپرسد((خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟))به تحقیق جای را خالی از او در نظر گرفته است:در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.انجام دهنده تمام کارهاست:بدون حرکت و ابزار و وسیله.بیناست حتی درآن زمان که پدیده ای ووجود نداشت:یگانه و تنهاست:زیرا کسی نبوده تا با او انس بگیرد و یا از فقدانش وحشت کند. تا بعد یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 16:5  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
تا بعد یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 2:12  توسط تنها یاور من شد چاه کوفه
|
|
|